پاشاکی دیروز امروز فردا
شاید عده ای از دوستان از دیروز پاشاکی تابو ساخته اند و ورود به این بحث را جایز نمی دانند یا اینکه اصولا عده ای از دوستان خوبم آن دوران را غیر قابل نقد و همه رفتارهای اجتماعی طیف حاکم بر امور پاشاکی را مورد تایید قرار می دهتد.
یا امروز همان طیف کل اتفاقاتی را که در پاشاکی افتاده از تیغ نقد و گاها غیر منصفانه می گذرانند.
به هر حال پاشاکی در مرحله گذار از رفتارهای روستایی و کشاورزی به سمت شهر نشینی و نیمه مدرن بر گرفته از شهرهای هم جوار و گاها انتقال فرهنگ جوامع بزرگتر از کلان شهرها به سمت پاشاکی دچار یک نوع آنتروپی در سیتم روستایی شده و سبب گردیده بعلت عدم کسب مهارت های صحیح در مواجه با این پدیده سیال که دارا حجم قابل توجه ای هم می باشد دچار آشفتگی گردیده و آسیب های فراوانی را متحمل شود..متاسفانه بضاعت علمی و فرهنگی و آسیب شناختی هم تا حال در همان سطح شعار باقی مانده و نتوانسته از سرعت این ابتلا بکاهد..قشر روحانی محل هم متاسفانه شناخت علمی کافی در خصوص آسیب های موجود ندارد و با استفاده از ابزارهای قدیم که ضروتا می بایست به روز شود به موعظه های معمولی و تکراری بسنده کرد و نتوانسته در مقابل این موج حرکت در خوری انجام دهد....
در فضای معنوی دیروز که بعلت تاثیرات جنگ و انقلاب ذهن های زیادی درگیر مناسبات انسانی متاثر جهبه ها بود جوانانی رشد کردند که مایه اصلی وجودشان خدمت صادقانه بود و اگر چه در این بین کج روی ها و تحلیل های ناصحیح هم تا حدی به روند رشد پاشاکی در آن مقطع خاص آسیب می رساند ولی پاشاکی با وجود حضور جوانان سالم از بعد تربیتی که متاثر از خانواده های روستایی وفضای کشور بود فرصت یافت تا در حوزه های مختلف سر آمد مناطق هم جوار باشد.فرزندان پاشاکی در همان روز های اول جنگ خود را به خطوط مقدم رساندند و حماسه های زیادی آفریدند که تعدادی از آنان امروز در جوار امام زاده آرمیده اند.بعلت فضای موجود در بسیاری مواقع تند روی های سیاسی منطقه در دو جناح موافق و مخالف باعث شد فرصت هایی از بعضی افراد و جوانان دیروز که نقشی در تنش های سیاسی نداشتند گرفته شود و فضا کمی به بدخواهی و توهین آلوده شود که در زمان خود جای بحث و نقد دارد ..تایید گرایی مطلق و تکذیب نمودن مطلق طیفی از جامعه خود معضل بزرگی بود.به هر حال در آن فضا پاشاکی با ریه های پر از اکسیژن نفس کشید و به امروز رسید.
به راستی این تنگی نفس پاشاکی در این ایام که اکثر نقاط کشور از رشد خوبی برخوردار شده برای چیست؟
واقعیت های پاشاکی
نقد از خود و در هم شکستن باورهای غلط درون خویش ضرورتی است مقدم بر تقابل با پدیده های ناهنجار بیرونی که از جنس های متنوع برخودار است. بت سازی چهره های زمینی و مقدس نمودن بعضی از واژگان و یا نوعی رفتار اجتماعی که گاها ریشه در سنت های قدیم و یا باورهای خرافی و افسانه های مقدس دارد ما را تا آن جا می برد که در عصر علم و دانش و آگاهی هنوز باید انگشت کوچک خود را وقتی به سمت قبری یا آرامگاهی نشانه می رود گاز بگیرم.
پاشاکی سر زمین خاطره های ماست سرزمینی که به اندازه قدمت خویش چه در پرورش انسانها و چه در ابعاد فرهنگی و اجتماعی رشد نکرده و هنوز مشارکت جمعی در توسعه را نیاموخته و چند دهه است که اکثریتی به دنبال اقلیتی روان و متاسفانه یا محو قدرت کاذب اجتماعی آن است و گاهی هم مصداق همرنگی با جماعت.
گاهی اوقات گردنکشی بوی قداست می گیرد و فقر و تنگدستی در بعد فرهنگی و اقتصادی رام جماعتی می شود که با سینه های کفتری و گام های داش آگلی و همانند فیلم های فارسی دهه ۵۰ در پاشاکی راه می روند.
در این سو ما جماعتی که مظاهر شهر نشینی و مطالعه چند جلد کتاب دانشگاهی و دو خط روزنامه و یکی دو تا سیمنار ما را مست توسعه کرده فریاد می زنیم که بیاییم بحث توسعه را راه بیاندازیم و ابراز روشنفکری می کنیم.
به هر حال قصه پاشاکی در هر مقطعی برای خودش داش آگل یا قیصری داشته و با گذر زمان این روز ها بروس لی و جکی چان و آرنولد...
به هر حال توقع این است که این تابوهای خود ساخته در منطقه شکسته شود و اینقدر جسارت داشته باشیم که نقد کنیم و نقد شویم.
یک مقایسه سطحی تازه آباد با چند خانوار پراکنده را با پاشاکی داشته باشید و بعد رخوت و تنبلی وبی حالی و شاید بی مسئولیتی عده ای از مسئولین محلی را ببینید.
با آرزوی توفیق و آبادانی برای زادگاه ما پاشاکی
![]()
روز هایی که میگذرد
نمی دونم با من موافق هستید یا نه ؟
که سایت پاشاکی که این روزها با زحمت مدیر خوبش آقای نظری دوست خوبم اداره میشه متاسفانه بدل شده به دانشمند سازی عده ای که........ نمیدونم چه بگم شاید خیلی ها دلخور شوند ولی واقعیت اینه که سایت پر شد ه از مطالب غیر مرتبط که خیلی به سایت نمی تونه کمک بکنه..یا مقالاتی بدون اعلام منبع در خصوص مسایل تربیتی خود از دیگر مشکلات سایت هستش. یا گذاشتن چندین مقاله از آقای دکتر قناعی شاید تعداد بسیار اندکی قادر به برقراری ارتباط با آن باشند.
دوستان زیادی زحمت می کشند تا سایت پر بار باشه ولی حیف بعلت نبود یک برنامه هدفمند و ماموریت تعریف شده برای سایت و هزینه های نگهداری و حفظ سایت در فضای مجازی از کیفیت آن کاسته.قسمت کامنت هم که از پرشین بلاگ عاریت گرفته شده.البته قصدم زیر سئوال بردن کار و تلاش بسیار خوب دوست ارجمندم آقای نظری نیست ولی افسوس این فضای خوب در مسیر اصلی خود نیست.
آسیب شناسی پاشاکی و شهامت بحث در خصوص نا هنجاریهای منطقه پاشاکی و ارائه طریق در خصوص بهبود وضعیت موجود حرف گزافی نیست.برادر گرامی که صرف بودن در یک روستا را افتخار میداند و از سلامت روح و زندگی در روستا بحث می کند که به هزاران دلیل آسیب جدی دیده هیچوقت نمی تواند کمکی به پاشاکی بکند.بحث های کلیشه ای دوستان روحانی در منابر ایام خاص مذهبی بدون ارائه چیز نو متاسفانه نتوانسته تاثیر مناسبی در ارتقا نگاه نسل فعلی به فرهنگ و مقوله زندگی سالم داشته باشه. هنوز رگه هایی از تعصبات قومی و طایفه ای در انتخاب شورا ها که به همت مجلس شش ساله شده جای انتخاب شایسته را گرفته و من به اصطلاح تحصیل کرده هم بعلت حصور طا یفه ام مجبورم نا خواسته در کوتاهی انجام وظیفه آنان یا سکوت کنم یا در صدد توجیه بر آیم.
هر روز متاسفانه خبر هایی از ناهنجاری توسط عده ای قلیل و مارک دار می شنویم و این سیکل معیوب مرتب تکرار می شود.
به جای بحث های سیاسی بی حاصل و بدرد نخور در روستا توسط دوستان واعظ تلاش برای برقرای ارتباط مغفول مانده ودر ارتقا ایمان و توسعه فرهنگی مردم در ایام مبارک رمضان به پردازیم.
اگر انتقاد پذیر باشیم و بپذیرم که به جای تندی بی حاصل با واقعت های موجود پاشاکی کنار بیاییم و انگ نبودن در منطقه را به هم نچسبانیم می توانیم با نقد منصفانه به توسعه منطقه کمک کنیم .
کوتاهی دوستان روحانی در انجام وظیفه شان کاملا آشکار است یاد حاج آقا رحمتی به خیر که در آن سالهای دور و قبل از انقلاب چنان ار تباطی با نسل جوان برقرار کرده بود که بالا محله پاشاکی در تمامی روستاهای منطقه پیشرو در تظاهرات مردمی علیه حکومت شاه بود.
ولی امروز ما فقط به شعار بسنده کردیم و به جای کمک در حل معضل جوانان و توسعه منطقه به بحث های سیاسی کلیشه ای و یا بحث های مذهبی معمولی اکتفا کرده ایم.
مجیز همدیگر را گفتن انسان را چاپلوس و متملق بار می آورد و باعث پنهان ماندن ضعف ها و نارسایی های جامعه می گردد.

سال 88
مدت ها بود که سری به وبلاگ نزدم البته زیاد هم مهم نبود چون بعید میدانم
کسی به وبلاگ سرزده باشه
سایت پاشاکی خوشبختانه این روز هازیاد مراجعه کننده داره که به همت آقای نظری
محل مناسبی شده برای تضارب آرا دوستان وهمولایتی های عزیز...
ولی این روز ها مقالات و متن های ارسالی با احترام به نویسندگان آن در سطح مناسبی
نیست حداقل می توانست بهتر از این باشد...
پاشاکی مثل همیشه در فضای گذشته بود ولی متاسفانه گویی مردم خیلی به توسعه
اهمییت نمی دهند شاید عده ای خاص این فرصت را از آنها گرفته اند..
سنت های قدیم پاشاکی بد و یا خوبش امروز در قالب دیگری خودش را نشان داده تا دیروز
خانه انصاف بود و کدخدا و فلک و امروز عربده و چشم غره بی قانونانی که دم از قانون می زنند...
هر کس به فراخور خود محوطه ای از بازار را تصرف می کند یا جاده های دسترسی
محلی و کوچه را تنگتر...... لابد سن ما هر چه بالاتر میره زندگی قشنگتر و مال دنیا
دوست داشتنی تر..
چاره ای جز صراحت لهجه نیست.متاسفانه از سالها دور یاد نگرفتم که خیلی به مصلحت
ها فکر کنم. هزینه اش کم نیست ولی زیاد هم نیست..
ظاهرا ویژه خواری یک عادت اجتماعی برای عده ای در محل شده و مردم هم گویی
پذیرفته اند که ویژه خواری حق همه آنهایی است که همه چیز را حتی اعلانهای
مناسبتی و زیارتی و سیاحتی را به نفع خود مصادره کرده اند...
نه اصلا فکر نکنید این جماعت ترسناک هستند نه ما این جور خواستیم..
لااقل ما تو خاطرات گذشتمان هر چه گشت زدیم اینچوری ندیدیم..
یک وقتهایی تو همین پاشاکی ما آدمهای بزرگی در عرصه های اجتماعی و سیاسی و
فرهنگی و ورزشی داشیم و داریم ..ولی چه شده که در یک انتخاب محلی سطح نفرات و
عیار افراد به سطح محل نمی رسد..قصدم توهین نیست. متاسفانه ما عده ای مدعی
تحصیل هم اینقدر راحت دفاع قبیله ای می کنیم که آقای نظری مجبور میشه برای جلو
گیری از تنش سانسور کنه تا به کسی توهین نشه....
افسوس که تحمل ما پایینه

این وبلاگ مدتی بود هک شده بود
که متاسفانه بعلت اینکه حقیر دیر برای آپ
به وبلاگ برگشتم متوجه موضوع نشدم
بزودی با مطلب جدید بر می گردم
موفق باشید
روز هایی که گذشت
روز هایی که گذشت
روز هایی که من و شما برای
نگذشتن آن هیچ نداشتیم
شاید می بایست می گذشتند
اگر چه دیوار های تمنا بلند بود
به بلندای همه آرزوهای ما
که گاهی حقیر بودند
و گاهی به وسعت همه
رویا های زمین
بزرگ و دست نایافتنی
من وتو و برگ برگ خاطرات مان
گاهی تلخ و گاهی شیرین
و گاهی نوستالژیک
گاهی با هم قسمت می کردیم
درد هایمان را
وگاهی به دوش می کشیدم
غصه های ما را
روز هایی پر از غم بودیم
و دلتنگ بازی در کوچه های دلهره
و گاهی لبریز از افسون جوانی
و گاهی اینقدر زل می زدیم
به دیوار کاهگلی امامزاده
که فراموش می کردیم
که بهار چند روزی است
که آمده تاما را ببرد
به شالیزارهای خیال
حوض قشنگ غرور ما
پاشاکی بود و
و سر آمد همه آرزوهای ما
غیرت دوستان ما
که امان پلید یها را بریده بودند
و گاهی در این تواضع زمین
حقیت را فراموش می کردیم
اگر نبود گرمای شرجی و کشنده مرداد
و شالی های سوخته
اینها و آنها همه یادگار کودکی ماست

رنجها ودردها
و ميروند
قصه آدمهاي خوب سرزمين ما
قصه سايه هاي بيد و ترحم بهار
بر رنجهاي مردمان پرتلاش
كرت هاي خشك و بيجار هاي خسته
از رنج خشكي
و پايكوبي كاپش و ساقه خوار
و دورتر ها
آنقدر دور كه وقتي پلك مي زني
زود فراموش مي شوند
اينقدر خسته اند كه
در مسير خاطرات من و تو
به خوابي عميق رفته اند
دسته هاي عزاداري و شب هاي طولاني
صف اول زنجير زنان
آناني كه در حسرت تكرار
در زير خروارها خاك آرميده اند
زمان فرصت نداد تا اثري از آنان بماند
گورستان و سرزمين دلتنگي هاي آنان
براي هيت هاي عزداري هموار شد
جز آناني كه پول و فكر و ماندن در صحن امامزاده را داشتند
ماندند
و باقي با خاطرات محو شدند
نخواستند بعد از دهها سال
ميراث فرهنگي شوند
يادش به خير

امنیت اجتماعی
داده و سبب میگردد تا افراد بدور از آسیب های اجتماعی ناشی از آن شکوفا گردیده و در شکل دهی
جامعه پویا و توسعه نقش موثری داشته باشند.
متاسفانه اخبار نا خوشایند از وضعیت امنیت روانی مردم در پاشاکی بدلیل سرقت های محلی بدون
توچه مسئولین محلی و منطقه هرروز به گوش می رسد...
روند فعلی ضمن آسیب به امنیت روانی مردم خصوصا در فصولی که مردم بدلیل کشاورزی زندگی خویش
را رها می کنند بیشتر نمود پیدا نموده است....
چه کسی باید بصورت جدی به این قضیه نگاه کند؟
آیا رواست مردمی که در عرصه مختلف اجتماعی سر آمد منطقه هستند
دچار این معضل شوند؟
راستی این افراد چه کسانی هستند؟ شناخت آنها زیاد سخت نیست.
چگونه می توان به مقابله با آن اقدام نمود؟
شورای محترم چه برنامه ای برای این پدیده نامیمون دارد؟

فراز ها و نشیب ها
پوشیده نیست و همه ما بر توانمندی و قابلیت های مردم
و الخصوص جوانان آن اعتقاد داریم .نقش موثر و اثر گذار آنان در
عرصه های مختلف می تواند در توسعه پاشاکی بسیار رهگشا باشد
آنچه که امروز بیشتر از هر وقت دیگر نگران کننده است و ما هم مثل بسیار دیگر در غفلت
بسر می بریم قضیه بزهکاری و رشد روز افزون و تهدید کننده آن در منطقه می باشد که این آلودگی
اجتماعی به تنهایی می تواند آنچه که سالیان برای پاشاکی و مردم خوب منطقه بدست آمده به باد
نیستی دهد..دیروز پاشاکی چی به راستگویی و جوانمردی و پایداری و غیرت و تعصب شهره منطقه بود
امنیت پاشاکی زبانزد عام و خاص بود ولی امروز از آن روز ها خبری نیست.عده ای بزه کار که متاسفانه
که بدلیل مشکلات خانوادگی و یا اجتماعی و همچنین بی توجهی مسئولین منطقه پاشاکی و امنیت
مردم را مورد تهدید قرار داده اند و بعلل مختلف رها کردن خانه و کاشانه مردم به هنگام کشاورزی و سایر
امور معمول مامن سارقین گردیده و به طوریکه این معضل به نگرانی عمومی در پاشاکی تبدیل شده
است.آیا نباید فکری به حال این معضل کرد.مگر این سارقین محلی چه تعداد هستند مگر به گواه مردم
منطقه انگشت شمار هستند.بدوراز ریشه های اعتیاد که باعث این رفتار ناهنجار اجتماعی گردیده .
دیگر بدنبال چه باید باشیم فقر و نداری .تربیت ناصحیح احتماعی و بیکاری.
بیایید فکری در ارتباط با این پدیده غیر اخلاقی بکنیم





